ارغوان

آن سان که زمان رفتن تو ناگزیر می شود مرا باخود ببر، دانم که نمی توانی و خواه ناخواه در راه دستم را رها می کنی و در کوچه پس کوچه های مه آلود اما نورانی تنهایم می گذاری و من با سایه ایی از تو ادامه می دهم بی انکه لحظه ایی آرام بگیرم ...

با خود ببر مرا...

۸۹.۱.۱۷